هورد ، یك فرقه و گروه در دنیای واركرافت است ، كه در گذشته فقط شامل ارک میشد ، اما حال گسترده تر شده است :
اورك ها ، تاورن ها ، فراموش شدگان ، ترول ها و بلاد الف ها...
برین به ادامه مطلب !

در زمانی كه اورك ها در درانور میزیستند ، به صورت قبیله ای زندگی میكردند.
قبیله ها عبارتند از :
فروست
ولف - ضخره سیاه - دست شكسته - آواز جنگ - آرواره اژدها - سایه ماه -
جونده استخوان - گودال خونریز - اربابان رعد - جكجمه خندان - باد تیغ -
رهروان سرخ - پنجه سفید
این هم پرچم فروست ولف :


این جا هم پرچم شترد هند رو میبینید :

متاسفانه پرچم بقیه قبلیه ها رو تنونستم پیدا كنم.

 تاریخچه هورد :
زمانی
كه اورك ها جدا از هم بودند ، در سال دوبار درو هم در دره ی سایه ی ماه
جمع میشدند ، و جشن میگرفتند. هر قبیله ، یك یا چند جادوگر( شمن ) داشت ،
كه همیشه با عناصر و ارواح نیاكان در ارنباط بود.
اورك ها ،‌ بوسیله ی
شمن هایشان همیشه با ارواح در ارتباط بودند ،‌ و شمن بزرگ اورك ها ،‌
نرزول ،‌معمولا پیام ارواح رو به مردم میداد.
در كنار اورك ها ، موجودات دیگری به نام درنآی ها ( گروهی از اردار ها كه نخواتند مطیع سارگراس باشند و
از
دست شارگراس و مناری ها ( اردار هایی مانند آركیماند و كیل جیدن كه با به
خدمت در آمدن سارگراس ، الوده شدند ) فرار كردند ) زندگی میكردند .
كیل
جیدن ،‌ به خاطر كینه ای كه از دست ولن ، رهبر درنآی ها داشت ، یك شب به
خواب نرزول آمد ، و خود را در غالب همسر نرزول به او معرفی كرد ، و گفت كه
درنآی ها در صدد نابودی اورك ها برآمده اند و گفت كه اورك ها باید به
درنآی ها حمله كنند .
نرزول هم با این تصور كه این الهام از سوی
ارواح بوده ، شروع به تشویق اورك ها برای نابودی درنآی كرد. بعد از چندی ،
عناصر شمن ها رو رها كردند و شمن ها راهی نداشتند جز این كه از نیروی سیاه
كیل جیدن بهره ببرند ،‌ نیرویی كه گولدن ، شاگرد نرزول به شمن ها معرفی
كرد. حالا دیگر شمنی وجود نداشت ، حالا '''وارلاك ها ''' جادوگران اورك ها
بودند.
همچنین اورك ها را متقاعد كرد كه یك جا جمع شوند ، در قلعه ی '''آتش دوزخ'''.
سپس ،‌ همه ی قبیله ها در دژ جمع و ساكن شدند. حالا این اورك های متحد ، هورد نام داشتند.
بلاخره با تلاش های كیل جیدن و دست نشانده اش ، گولدن ،‌ شهر ''تلمور ''
و سایر شهر های درنآی سقوط كرند ،‌ و تقریبا درنآی بوسیله ی هورد منقرض
شد. البته ولن زنده ماند و دست اورك ها به وی نرسید. به مرور ، پوست قهوه
ای اورك ها ،‌ سبز شد و درانور كه سرسبز بود ، حال چیزی جز بیابانی قهوه
ای نبود. اورك ها ناچار به ترك درانور شدند ، و بوسیله ی گولدن ، و یك
جادوگر انسان به نام مدیو ،‌ دروازه ای شیطانی ساختند و به ازراث ژا
نهادند.
قبیله ی فروست ولف به رهبری دوروتن ، پدر ترال ، به دلیلب مخالفت های زیاد با وهشیگری های هورد ، به كوهستانی در ازراث تبعید شدند .
این مطالب برداشته شده از كتاب " طلوع هورد " بود. برای اطلاعات بیشتر این كتاب را مطالعه و برای فهمیدن ادامه ی داستان ، كتاب "آخرین نگهبان " را مطالعه كنید...

این هم چند تا عكس از حاشیه های هورد !

آدم عشق هورد یعنی این ! :

نوشیدنی با طعم هورد  :


گردآودی : تیریون فوردرینگ