لوگوی آلیانس
.....دورف ها ،‌موجوداتی بودن كه زمان شكل گیری ازراث ،‌ مستقیما توسط تیتان
ها ، از سنگ های جادویی زنده ساخته شدن ....بقیه در ادامه مطلب.


علت درگیری آلیانس و هورد :

اول بهتره تاریخچه درنآی رو بخونین بعد این جا رو بخونین ! تو دركش كمكتون میكنه !


تاریخچه الف ها :


بعد از شكست لژیون تو حمله ی اول ( باید كتاب "چشمه ی جاودانگی " رو
خونده باشین تا بهتر بفهمین )  ، پاكزاد های نایت الف ( گروهی از درباریان
ملكه كه اواخر سر عقل اومدن و از ملكه و لژیون جدا شدن ) ، از سایر الف
های شب خدافظی كردن و با یه كشتی به سمت منطقه كوئل تالاس حركت كردن. اون
ها چشمه ی خورشید رو منبع قدرت هاشون قرار دادن ،‌ و با سكونت در جنگل ها
، حكومت "الف های عالی " رو واسه خودشون درست كردن.


 


تاریحچه دورف ها :


دورف ها ،‌موجوداتی بودن كه زمان شكل گیری ازراث ،‌ مستقیما توسط تیتان
ها ، از سنگ های جادویی زنده ساخته شدن . ( یه چیزی تو مایه های پینوكیو
كه از چوب جادویی زنده ساحته شده بود ! )


دورف ها ، موجوداتی بودن كه خیانت و به لژیون یا اسكورج پیوستن تو
مخشون جا نمیگرفت. دورف ها ،‌ موجودات كوتوله ای هستن كه به ریش خودشون
خیلی افتخار میكنن! مثلا اسم یكی از معروف ترین هاشون تو "حكومت آشوب" ،
مورادین ریش برنزی بود ، كه تو فامیلیش به ریشش اشاره داره !

تاریخچه درنآی ها :


خوب این یكی یه كم مفصله !


ببینین ، شما دیدین كه كیل جیدن یا آركیماند (آرچیموند) شبیه درنآی ها هستن ،‌ دلیلش هم اینه كه همشون از نژادی به اسم اردار هستن. اردار ها موچودات خوبی بودن ،  كه عده ایشون با پیشنهاد سارگراس ،‌رئیس لژیون ، آلوده شدن و به مناری تبدیل
شدن . عده ی دیگه ای هم به رهبری "ولن پیشگو" از سیارشون ،  آرگوس فرار
كردن و به درانور رفتن. اونجا هم تحت حمله ی هورد قرار گرفتن و باز به
ازراث فرار كردن.


در طول مدتی كه در درانور بودن ،‌ كوچكترین حركتی ، مثل حمله ، اسیر
كردن ،‌ و ... نسبت به اورك ها نداشتن،‌ حتی یه بار "دوروتن" ، پدر ترال و
رئیس قبیله ی فراست ولف و "اورگریم دوم همر" ، نائب رئیس قبیله ی بلك راك
رو از دست اوگر ها نجات دادن ؛‌اما به هر حال ، قدرت طلبی گولدن و نقشه
های كیل جیدن برای طلافی كردن فرار ولن ، شهر قدرتمند تلمور و بقیه شهر
های درنآی ها رو نابود كرد ،‌و سه قسمت از 7 قسمت بلور كامل آتامل رو به
دست اورك ها انداخت .


نكته : بلور آتامل ، بلور درخشان قدرتمندی بود كه توسط نژادی به نام
"نارو" به اردار ها داده شده بود ، كه وفتی نارو متوجه خطر مناری شدن (
شیطان شدن ) اردار ها شدن ، پیك مخصوصشون "كئور" رو فرستادن تا به ولن كمك
كنه تا فرار كنه ، و بلور آتامل به هفت بلور به رنگ های طیف های نور تقسیم
شد ، كه بلور های قرمز و زرد ، از ولن كه به مدت چند ساعت اسیر دوروتن بود
به سرقت رفت ، و بلور بز رو هم دوروتن پیدا كرد و به نرزول ، شمن ارشد
اورك ها هدیه كرد.



سرانجام ، بعد از ورود اورك ها – كه به دلیل خوردن خون مانوروث دیوانه
شده بودن ( بجز قبیله ی فراست ولف كه به دستور دوروتن اجازه ی خوردن خون
رو نداشتند ،‌البته اورگریم هم خون رو نخورد ) – به ازراث ، درنآی ها هم
با كشتی فضایی عجیبشون به ازراث اومدن...


خوب میرسیم به علت درگیری آلیناس و هورد ! خوب علتش اینه كه اورك ها كه
به دلیل خوردن خون مانوروث ، پیت لرد اعظم و دستیار نزدیك آركیماند ،
دیوانه شده بودن ،‌ به ازراث اومدن ( از طریق دروازه سیاه ) و شروع كردن
به حمله كردن به انسان ها و سایر نژاد های آلیانس بیچاره !


یه نكته هم این كه درانور همون اوتلند خودمونه ، كه قبلا سرسبز و آباد
بود ، و به دلیل دیوانگی اورك ها ، عناصر شمن ها رو ترك كردن ، و پوست
قهوه ای اورك ها ، رنگش رو با سرزمین سبز درانور عوض كرد ، در نتیجه ،
درانور بیابونی قهوه ای و اورك ها پوست سبز شدن.

تاریخچه انسان ها :


هیومن ها ، نژادی هستن كه از اول از همه ی نژاد ها حقیر تر و به درد
نخور تر بودن ، ولی با یادگیری جادو و هنر های رزمی ، تونستن یه سر و كله
ای میون بقیه ی نژاد ها پیدا كنن. اگر به فیلم های واركرافت ، وسط بازی
توجه كرده باشین،‌ به این جمله از آركیماند برخورد میكنین:


انسان ها با خود خواهی آنچه ما داشتیم از آن خود پنداشتند و كوركورانه پادشاهی خود را ، از روی دانش ما بنا كردند ...


و بعد ،‌شروع به نابودسازی یكی از شهر های هیومن ها میكنه ...


جنگ بزرگ هورد و آلیانس:


در جنگ بزرگ ،‌ اورك ها به رهبری اورگریم دوم همر ،‌ به جنگ با آلیانس
اومدن ، و تعداد نفرات اورك ها ، به همه ثابت میكرد كه برنده اورك ها
هستن  ، ولی این وسط كار ، گولدن ، ساحر شرور و قدرت طلب اورك كه هیچ چیز
به جز قدرت تو مغزش جا نمیگرفت ،‌ با نصف ارتش اورك ها به سمت  مقبره
مدفون سارگراس رفت ، اورگریم هم بهت زده به ادامه جنگ پرداخت ،‌ حالا
آلیانس ها روحیه گرفته بودن و بهتر میجنگیدن. سرانجام اورگریم و لرد لوتار
رودر رو شدن و باهم تن به تن جنگیدن ، اورگریم تونست لوتار رو بكشه ولی
متاسفانه به نتیجه ای كه میخواست نرسید و معاون لوتار ،‌ فریاد زد : زنده
باد آلیانس ! و بلاخره اورك ها اسیر شدن و به اردوگاه هایی كه مخصوص نگه
داری اورك ها میشد منتقل شدن.


نابودی درانور :


ساحر ارشد ، نرزول ، مربی گولدن ،‌ با استفاده از چند شیء جادویی ازراث
، تونست دروازه های جدیدی برای ورود به ازراث باز كنه ، كه با تعجب متوجه
شد درانور كشش این همه دروازه رو نداره !


و بلاخره درانور تكه تكه شد ، احر اعظم ،‌خادگار هم برای جلوگیری از
تكه تكه شدن ازراث و بستن دروازه ها رفت ،‌ اون ها موفق شدن كه دروازه رو
ببندن و ازراث رو نجات بدن ، ولی كسی نمیدونه تونستن از اونجا فرار كنن یا
نه ...


خب امیدوارم خوب بوده باشه ! منتظر كامنت هاتون هستم.

راستی ، اگه در مورد چیز خاصی سوال دارین بپرسین ، سعی میكنم مقاله  ش رو بزارم.

ترجمه : تیریون فوردرینگ