تبلیغات
Tak-Dlz - بیو گرافی تیریون فوردرینگ

بیو گرافی تیریون فوردرینگ

Tirion Fordring

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

تیریون فوردرینگ
تصویری از تیریون فوردرینگ
لقب(ها)
فرمانده ارشد جهاد نقره‌ای
جنسیت
مذکر
نژاد انسان
کلاس
paladin

طرفدار silver hand
شغل لرد عالی رتبه دست نقره‌ای، بیشتر ارباب


وضعیت فعال
خویشاوند(ان) تائلان (پسر), کاراندرا (همسر), ایتریگ (برادر گفته)


تیریون فوردرینگ یا Tirion Fordring یکی از اولین پنچGuard silver hand است که توسط اسقف اعظمfaovl انتخاب شدند، و یکی از قهرمانانwarcraft 2بود. قبل از اینکه بخاطر دفاع از یک هورد به نامitrig جایگاه خویش را از دست داده و تبعید شود ارباب ماردن‌هولد کیپ در هارث‌گلن بود. اخیرا بدنبال مرگ فرزندشtalain fordring، تیریون شخصا وارد عمل شده تا انجمن دست‌نقره‌ای را بازسازی کند. اکنون silverwar را رهبری می‌کند، تشکلی شامل شهسواران قدیمی دست نقره‌ای وargent، که بر علیهlich king  می‌جنگند. هنوز هم دوستی او با رفیق خوبش ارک کهنه‌کار ایتریگ پابرجاست.


بعنوان حکمران، تیریون زندگی راحتی داشت،‌ احترامی بسیار و عشقی توسط همسرشkaranda و پسرش talain داشت. هم یک مبارز بزرگ بود و هم یک رهبر، تیریون در پادشاهیlorderon مشهور بود. بخاطر بدست آوردن قدرت نظامی، تمریانت تیریون بعنوان یک پالادین در زمان تهاجم ارک‌ها برایش صلح و صفا به ارمغان آورده بود. بعد از این‌که جنگ پایان یافت، تیریون هر شب برای اینکه نزاعی دیگر بر اتباعش زیان نرساند دعا می‌خواند.

یک روز، با ارکی پیر و منزوی که در برجی خراب شده زندگی می‌کرد روبرو شد. بلافاصله هردو به جان هم افتادند و گردوخاک کردند تا اینکه خرابه‌های برج بروی تیریون افتاد و از هوش رفت. روز بعد در تختخواب‌اش بیدار شد و فهمید که به‌سختی شکست خورده است. درد و رنج را تحمل کرد و با کمک دو ستش بهبود یافت.

فهمید که ارک نجات‌اش داده است، تیریون ردپای خویش را دنبال کرد و به‌سوی برج گام برداشت. ایتریگ ارک به تیریون گفت که قبل از اینکه به ازروت بیاید، ارک‌ها اجتماعی باشکوه برپایه شمنیزم داشته‌اند. پس از جنگ، او hord آلوده را ترک کرده است. تیریون شرافت بزرگی را در ایتریگ دید و قول داد که راز زنده بودن او را حفظ کند، به سمت مردمش برگشت و به آن‌ها اعلام کرد که با ارک معامله کرده و هیچ خطری نیست.

بارثیلاس چندان رازدار نبود وrohan را فراخواند و موضوع را به او گفت. داث‌روهان گروهی از شکارچیان را به جنگلی که ایتریگ بود برد. دی این حین که ارک اسیر شد، تیریون با مردان داث‌روهان می‌جنگید، و داث‌روهان با او توضیح می‌داد که اعمالش خیانت است. تیریون بهstrasholm برده شد تا محاکمه شود.

با وجود التماس‌های کاراندرا به هیئت منصفه برای بخشیدن او بخاطر شرافت‌اش، تیریون امیدوار بود که عبرتی برای فرزندش باشد، به دادگاه عین اتفاق را بازگفت. سرانجام، هیئت منصفه‌‌ای تشکیل شده ازadmiral prodmore،antonidas،faovl وpince arthas maintil تصمیم گرفتند از این‌رو که تیریون به نیروهای اتحاد حمله کرده، دیگر عضوی از شهسواران درست نقره‌ای نیست و محکوم به تبعید شد. outher طی یک مراسم نظامی قدرت‌های تیریون را از او گرفت و او را به‌خانه برای جمع کردن وسایلش فرستاد.

بخاطر جلوگیری کردن از دستگیر شدن ایتریگ و جنایات جنگی که مرتکب شده بود، تیریون به استراث‌هلم برگشت،آن‌جا به محافظین ایتریگ حمله کرد. غافلگیر شدند و سعی کردند تا اورا آرام سازند تا زمانی‌که گروهی از ارک‌ها به شهر یورش بردند. تیریون از این فرصت استفاده کردو ایتریگ را آزاد کرده و از شهر فرار کرد.

وقتی‌که در جنگل بودند، تیریون نزدیک شدن مرگ ایتریگ را حس کرد و تنها کاری که می‌توانست انجام دهد فراخواندن قدرت‌های نور برای شفا دادن ارکی که جانش را پیشتر نجات داده، بود. شگفت زده شد هنور قدرت‌های نور اورا برکت می‌داد و ایتریگ نجات پیدا کرد.

ناگهان خودشان را در محاصره ارک‌ها وwarchif جدید thrall  دیدند کسی که با ایترایگ گفتگو کرده و او را برای بازگشت به هوردی که آداب و سنن قدیمی و ریشه‌های شمنیزم بازگشته دعوت کرده بود. ایتریگ برای پذیرفتن آن درنگ نکرد.

تیریون در لردران ماند تا پیوستن فرزندش به شهسواران دست‌نقره‌ای را تماشا کند. فرزندش بعدها تبدیل به اربابmordainhold شد. همسر تیریون به پسرش گفته بود که پدرش مرده و قبری فرضی برای او در کلیسا ساخت جایی که تائلان اسباب بازی‌اش را دفن کرد و مادرش پتک جنگ پدر را دریاد و خاطره او به فرزند داد.


تبعید و بازگشت

تیریون پس از تبعید در مزرعه کوچکی که واقع در شمال غربshadow land  با اسب وفادارشmirador زندگی می‌کرد. در زمان3war او بر علیهdeathnight می‌جنگید.

او از پیدا کردن فرزندشtalain وحشت زده بود، بهred war پیوست و سرانجام تبدیل به لرد ارشد این محفل شد. با این‌وجود دورادور مراقب فرزندش بود و داوطلبان جسور را برای کمک به خودش و اندک مجاهدان در روستای کوچک سیندر‌هلم به خدمت می‌گرفت، آن‌ها توسط نیروهای غضب محاصره شدند، و غضب مانع از پیشروی آن‌ها شد.

اخیرا، تیریون توسط مجاهدان از خاطرات فرزندش مطلع شد و متقاعد شد که جهاد را ترک کند تا مرگ فرزند را بچشم ببیند. پس از آگاهی از مرگ فرزندش،مصمم شد تا انجمن اصلی دست‌نقره‌ای را بازسازی کرده و آن را نیرویی خوب در جهان سازد.

نقل قول‌های خواندنی

  • «براثیلاس تو لاف می‌زنی که ارک‌های بیشتری آن‌جا هستند. من آن‌جا بودم و کسی را ندیدم. من نیروهای کمکی را قبل از اینکه برایم مسلم شود فرا نمی‌خوانم. اکنون وقت پریدن به‌سوی سایه‌ها نیست. ما باید آرام و هوشیار بمانیم.»
  • تائلان : «پدر، برای نبرد با مرد پوست سبز می‌روی؟»
* تیریون : «پسرم، هنوز نمی‌دانم، نمی‌دانم»
  • «تا زمانی که زنده‌ام به اتحاد وفادار می‌مانم، شکی نیست. اما سوگندی که خوردم را نمی‌توانم بشکنم. بخاطر این کار می‌باید به خودم و همه کس خیانت کنم، همچون مردی بزرگوار و عزیز.»
  • «ایزیلین شاید روحت در غم و اندوه بسوزد، نور به من قدرت مبارزه با این اهریمن را می‌دهد. ترسو، به‌ایست. با ایمان و قدرتی که پیشتر داشتی با من روبرو شو.»
  • «زمان زیادی را تلف کردم، در این هوای تیره گرفتار شدم ... این مرض، تاسف آنچه می‌توانستم باشم را خوردم... ان‌چه می‌بایست باشم. تائلان، مرگ تو بیهوده نخواهدبود. فرقه‌ای جدید در این روز متولد شد ... فرقه‌ای که فقط خودش را صرف نابودی شرارت این طاعون در جهان خواهد کرد. شرارت پشت سیاست و بذله‌گویی پنهان نمی‌تواند پنهان شود. قول می‌دهم...سوگند می‌خورم.»
  • «به دوست کوچکم سلام کن» (وقتی به یک جانور حمله‌ور می‌شود)

داستان تیریون به نقل از خودش

پس از انجام دادن سه کوئست اول او، این مکالمه با تیریون بعنوان قسمتی از کوئست بعدی صورت می‌گیرد.

باید عذرخواهی کنم که تمام واقعیت را در مورد هویتم به تو نگفته‌ام. باید مطمئن شوم که قابل اطمینانی ... می‌خواهم فارغ از خویش مدتی را به زاهدی گوشه‌نشین و فراموش شده کمک کنی.

خودت را یکی از آن مردم می‌دانی : فردی که دارای کمال و شرافت است.

متشکرم، تیریون. هویت‌ات چیست؟

پسرم، تائلان، وقتی که من محکوم به خیانت شدم و از اتحاد اخراج شدم تا در تبعید زندگی کنم فقط یک بچه بود. انتخابم این بود تا در اینجا بمانم و مراقب او باشم و مطمئن شوم که او وقتی بزرگ شد مردی با شرافت شود.

همان‌طور که انتظار داشتم او مقام مرا بعنوان ارباب ماردن‌هولد بدست آوردٰ؛ اما رسم تقدیر بی‌رحم است، به جهاد قرمز پیوسته است. اکنون او لرد والای آن‌هاست.

وحشتناک است.

آری. جنبش سرخ همان کسانی از فرقه دست نقره‌ای هستند که به‌خطا رفته‌اند.

باید باورم کنی، تائلان مرد خوبی است. باید به‌یاد آورد ... باید آن‌چه شرافت و افتخار است را بیاد آورد. می‌دانم این در قبلش است،او می‌داند که چه اشتباهی می‌کند. کمکم می‌کنی؟ کمکم می‌کنی تا بیاد آورد؟

حتما تیریون.

صحبت‌های تیریون و داریون طلایه داران نقره‌ای در سریر یخی

لرد والا تیریون فوردرینگ : لیچ کینگ عکس العمل سریعی در برابر نفوذ ما داشت. سریع‌تر از آن چیزی‌که فکر می‌کردم.

پاسدار ایبون : تو با مخلوقی که سرتاپا آگاهی و حلیکه‌گری، باهوشی، بی‌باکی که بشر تاکنون بخود دیده است می‌جنگی.

پاسدار ایبون : لیچ کینگ شبیه هیچ دشمنی که تاکنون با آن جنگیدی نیست، لرد والا. هرچند در زمین مقدس کلیسای نور از او بهتر بودی، اکنون به قلمروی او پا گذاشتی.

پاسدار ایبون : نمی‌توانی پیروز شوی. آن‌هم این چنین...

لرد والا تیریون فوردرینگ : داریون، چه‌کاری می‌خواهی که من انجام دهم؟

پاسدار ایبون : هیچ. تا زمانی که نور پاسدار توست هیچ‌کاری نمی‌توانی انجام دهی. نور تماما تورا کنترل می‌کند، و تورا به پرهیزگاری پایبند می‌کند.

لرد والا تیریون فوردرینگ : کملات عاقلانه انتخاب کن، شهسوار مرگ. در میان گروهی فدایی ایستاده‌ای...

پاسدار ایبون سرش را می‌مالد.

پاسدار ایبون : به زمین نگاه کن، لیچ کینگ بکلی پیشروی‌ات را متوقف کرد و پیروز شد.

پاسدار ایبون : رخنه‌ای که تو ایجاد کردی زودتر از اینکه باز شود توسط تارهای نروبین‌ها بسته شده بود.

پاسدار ایبون : سربازان تو همچون سپرهای زنده آتش توپخانه را در دره‌ی بازتاب دفع کردند، و به نیروهای لیچ کینگ اجازه دادند بدون هیچ مانعی به مقر تو لشگر کشی کنند.

پاسدار ایبون : لرد والا، لیچ کینگ تعهد تو را می‌داند. می‌داند که نمی‌توانی به سمت مردان خودت آتش بگشایی. آیا نمی‌فهمی؟ او به هیچ چیز مقید نیست. هیچ راهی برای مقاومت نیست.

لرد والا تیریون فوردرینگ : داریون، ما این کار را با افتخار می‌کنیم. ما هرگز خودمان را در سطح غضب پائین نمی‌آوریم تا پیروز شویم. می‌خواهی ما همچون هیولایی باشیم که برای نابودیشان می‌جنگیم!

پاسدار ایبون : بنابراین تو شکست می‌خوری. لرد والا ...




-----------------------------

منبع: Wiki fantasy

تکمیل و ویرایش: TAK-DLZ


News
Map
Replay
Wallpaper
Movie
Program
Biography
Learn
Other




نــــام :
ایمیل :





-اطلاعیه ی شماره 1 :

وبلاگ tak-dlz از نویسندگان فعال در زمینه ی موضوعات زیر استقبال به عمل می اورد:

Warcraft
World Of Warcraf
Starcraft | Diablo

در صورت تمایل می توانید در خواست خود را به آدرس ذیل ارسال نمایید.
_______________________

-اطلاعیه شماره ی 2 :

ادامین گیم سرور های دنیای وارکرافت
و همچنین صاحبان گیلد ها و کلن ها
در صورت تمایل می توانند مطلب مورد نظر خود را برای ما میل کنند.
_______________________



Takdlz@ymail.com


توجه !




حتما

از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید

دانلـود جـدیـدتـریـن نــسـخـه


لیست مهم